بابا امیر و بارانا را برای بازی به پارک نزدیک خانه برده است. بچه ها بیشتر از یک ساعت است که از سرسره سر می خورند . تاب سوار می شوند و روی چرخ و فلک زمینی پارک می نشینند . بابا به ساعت مچی روی دستش نگاه می کند و هر دوشان را صدا می زند:" وقت برگشتن به خانه است بچه ها."
برای مشاهده این بخش باید وارد شوید و بسته پایه را تهیه کنید.