مدتّی از جریان دفاع مورچهها از خانهی تونل مانند زیر خاکشان گذشته بود. کمکم مورچههای کارگر و سربازان با کمک یکدیگر، سنجاقکهای بلند چوبی و برگی را از دور و اطراف خانهشان جابهجا میکردند و داخل میآوردند تا حقهی قشنگ "فافا" و ملکه، لو نرود...
در این قصه با مورچه فافا و بچه مورچهها همراه شو تا یاد بگیری ترس از ابراز وجود چه معنایی دارد.
پری این قصه هم به تو یاد می دهد که جرئتمندانه رفتار کنی.
برای مشاهده این بخش باید وارد شوید و بسته پایه را تهیه کنید.