نزدیکهای صبح بود. همهی گلهای باغچه در خواب بودند و چشمهاشون بسته بود. گنجشک کوچولو که روی درخت انجیر باغ زندگی میکرد زودتر از خواهر و برادرهایش بیدار شد و در لانهاش تکان تکان خورد. بعد بالهایش را باز کرد و کنار حوض وسط باغچه نشست...
در این قصه با گنجشک کوچولو همراه شو تا هیجان خشم را بهتر بشناسی.
پری این قصه هم به تو یاد میدهد که چگونه این هیجان را مدیریت کنی.
برای مشاهده این بخش باید وارد شوید و بسته پایه را تهیه کنید.