قصهی صوتی
30
window.MusicPlayer?.toggle?.()" :aria-label="isPlaying ? 'pause' : 'play'">
15
تکرار
طاووسانه
ورود / عضویت
آشنایی با پریها
کارت هدیه
سوالات متداول
قوانین و مقررات
پشتیبانی
وبسایت طاووسانه
تفکر خلاقانه
بازگشت
خرگوش چشم سیاه و سفر و ماجراجویی
آن روز چشم سیاه خیلی زود از خواب بیدار شد. انتظار ...
لیانا و مسئول بانک
لیانا امروز کارتون جدیدی دیده و هوس یک اسباب بازی ...
لیانا و مورچه های غول پیکر
لیانا برای مدرسه در حال نقاشی کردن هست. همون موقع ...
لیانا و سفینه فضایی
لیانا در اتاقش می چرخد و می چرخد. همه ی اسباب بازی ...
مورچه فافا و سفر در جنگل
بالاخره روز رفتن فافا به جنگل رسید. همهی مورچه ها ...
مورچه فافا و اتاق مبارزه
ملکه مادر و راچی و ریچی به کلونی خودشان برگشتند. ف ...
مورچه فافا و جلسهی مخفی
صبح فردا اول وقت فافا به سرعت حرکت کرد و در اتاق م ...
مورچه فافا و جشن تولد ملکه
روز جشن تولد ملکه میرا بالاخره رسیده بود. راچی و ر ...
مورچه فافا و هیجان در انبار
مادر ملکه به همراه راچی و ریچی، خواهر های ملکه میر ...
مورچه فافا و اتاق مخصوص ملکه
چند روز بیشتر به تولد ملکه میرا نمانده بود. بچهمو ...
مورچه فافا و هدیهی بچه مورچهها
به خاطر تونلهای آبی، پاییز آن سال پر از خوشگذرانی ...
کیک پروازی
بارانا قرار است با مامان کیک درست کنند. او با کمک ...
لباس مغناطیسی
امیر امروز یک آهن ربای بزرگ از مدرسه جایزه گرفته ا ...
چوب جادو
امیر در حیاط ساختمانی است که در آن زندگی می کنند. ...
لیانا و گوجه فرنگی
لیانا ازاون بچههایی بود که هر خوراکیای را دوست ن ...
تانی سنجاب و سفر هیجان انگیز با دوستان
تانی همراه دوستاناش و جیجی و رافی سنجاب راه افتا ...
تانی سنجاب و خرگوش چشمسیاه
موقع مسابقات سنجابها رسیده بود و همهی سنجابها ذ ...
تانی سنجاب و مسابقهی سنجابها
یک روز گرم پاییزی رسیده بود. بعدازاین که تانی برای ...
تانی سنجاب و ماجرای رافیِ مشهور
یک روز زیبای پاییزی شروع شده بود. روز قبل کمی بارا ...
تانی سنجاب و قهر جیجی و سنجی
تانی صبح زود از خواب بیدار شد و آماده شد تا برای گ ...
تانی سنجاب و نقاشی بابا سنجاب
چند وقتی از نظم و ترتیب جدید خانه میگذشت. همهی و ...
تانی سنجاب و دیر رسیدن به جشن جنگل
تانی سنجاب با پدرش و برادر بزرگترش بان بان، به سم ...
لاکیلا و جشن جنگل
لاکیلا و خرگوش تپلی صبح زود از خانهی عمو لاکپشت ...
لاکیلا و سیاه سر
روزهای تابستان به پایان خودشون میرسیدند و هوا کم ...
لاکیلا و میمون کوچولو مانا
روزهای آخر تابستان کم کم میرسیدند و بعضی از درخت ...
لاکیلا و فلفلی
باز یک روز قشنگ تابستانی دیگر رسیده بود. لاکیلا ک ...
لاکیلا و سبزک
روزهای تابستان گرم و گرم میشدند و حیوانات و موجود ...
لاکیلا و گوش دراز
لاکپشت لاکیلا که حالا با میمون کوچولو، دم قرمزی و ...
لاکیلا و دوستان جدید
در جنگل نزدیک برکه لاکپشت کوچکی زندگی میکرد به نا ...
مورچه فافا و روزهای بارانی
دوهفتهای بود که باران میبارید. دروازههای قلعه م ...
مورچه فافا و فرماندهی کنهها
ملکه میرا، نگران و سراسیمه وارد اتاق ساختن در بخش ...
مورچه فافا و سربازها
یک روز قشنگ پاییزی دیگر رسیده بود؛ ولی هوا خیلی سر ...
مورچه فافا و دیدار ملکهی مادر
یک روز قشنگ دیگر شروع شده بود و همه مورچهها مثل ...
مورچه فافا و مورچه های کارگر
جشن روز کارگر نزدیک میشد و همهٔ مورچههای کارگر ک ...
مورچه فافا و بچه مورچهها
مدتّی از جریان دفاع مورچهها از خانهی تونل مانند ...
رایگان
مورچه فافا و ملخ ها
مورچه ها زیرخاک لانه خیلی بزرگی داشتند. تونل های ...
خرگوش چشم سیاه و تولد پدر بزرگ موشها
یک روز قشنگ دیگر در آخرهای تابستان شروع شده بود و ...
خرگوش چشم سیاه و گوش دراز
یک روز قشنگ و زیبا اواخر تابستان رسیده بود. بچّه خ ...
خرگوش چشم سیاه و پا کوتاه
اون روز بحث داغی بین بچّه خرگوشها بود. قرار بود ی ...
خرگوش چشم سیاه و مومو
تابستان از نیمه میگذشت و کمکم شبها خنکتر میشد ...
خرگوش چشم سیاه و جوجه تیغی
باز یک روز قشنگ تابستانی رسیده بود. خوشید زیبا نور ...
خرگوش چشم سیاه و سنجاب محبوب
روز خیلی قشنگی بود. تمام بچّه خرگوشها و مامان خرگ ...
رایگان
خرگوش چشم سیاه و تولد جغد کوچولو
چشم سیاه خرگوش کوچولویی بود که شش برادر و خواهرش د ...
سایر قصههای شکوفاشو
ارتباط موثر
خود آگاهی
تصمیم گیری
روابط بین فردی
مدیریت هیجان
تفکر انتقادی
مقابله با استرس
حل مسئله
خانه
قصه
ویدئو
بازی
کتاب